محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
365
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
فرزند شير مادر است ، حتى به تجربه رسيده كه اگر طفل پستان مادر ، بى آن كه شير داشته باشد ، تنها بمكد ، اكثر اذيت از وى دفع مىشود . اما مادر اگر مأوف بود و مرضعه موصوف به صفات كه ذكر خواهد شد باشد ، شير مرضعه بهتر است . و شيرده بايد كه معتاد بود به ادويهء مقويه و حافظهء صحت ، تا مزاج طفل را از همين زمان قوت مطلوب شود ، كه اين اصل عظيم است . و شير اگرچه از مادر باشد و از يوم ولادت تا يك هفته البته نشايد داد كه در اين ايام شير فاسد مىباشد . و بعضى گويند كه اين نهى در حق شير غير مادر است . و احسن آن است كه نخست طفل را شير مادر دهند ، تا اجزاى اصليه و اعضاى آن بدان شير بندد و نيك فربه شود ، چه ، اين شير مادر در حق طفل به مثابهء مايه است مر شير را در بستن و تقويت . بالجمله اگرچه اين قول قريب به صواب است ، ليكن از آن كه خوف ضرر نيز دارد احوط آن است كه اين شير از يك بار بيش ندهند و باز تا يك هفته شير مرضعه را بايد داد و در اين اثنا مادر را بايد فرمود كه شير خود را بدوشد و بريزد و يا از شخصى ديگر بمكاند . و مكانيدن كه بىآسيب باشد بِهْ از دوشيدن بدست است ، زيرا كه در دوشيدن اذيت است و بعد يك هفته شير مادر را نظر كنند كه بر قوام و لون معتدل است يا نه ، اگر معتدل آمده شروع به دادن كنند ، و گرنه تا ظهور صلاح انتظار برند . و تا كه شير مادر يا دايه از معده گذشته نباشد شير از آن ديگر نشايد داد ، كه اجتماع لبنين مخالفين به مثابهء جمع آب مختلفين است . و هر گاه شير از پستان بنا بر غلبه ، روان باشد ، بايد كه پستان از دست گرفته در دهن طفل دهند و به اندك زمان جدا كنند و باز دهند ، تا شير به سبب كثرت اجتماع در دهن به حلق درنيامده به سوى منفذ بينى نجهد ، كه اين معنى باعث تعب عظيم مىشود . و بايد كه تا يك سال ، بلكه بيشتر ، طفل را چون شير دهند مراعات اضطجاع طفل لازم دانند ، مثلا گاهى از جانب راست او دهند و گاهى از جانب چپ او ، تا وضع جانبين متساوى باشد . و هر گاه طفل از گريه به شير خوردن خاموش شود ، بدانند كه سبب گريه ، گرسنگى بود و اگر خاموش نشود يا شير نگيرد ، بدانند كه در تن وى المى است يا وحشتى به مزاجش راه يافته ، پس سبب دريافته ، زود تدارك كنند ، تا از زور گريه ، ازدياد سبب و مسبب نشود . و بسا ديده شد كه بعضى را از فرط بكا و عدم تدارك ، غشى افتاده يا صرع و بعضى را فتق يا نتو سره عارض گشته . و بدانند كه اطفال را درد گوش اكثر عارض مىشود و موجب بكا گردد ، پس اگر سببى ديگر ظاهر نباشد از فكر اين بكا غافل نباشند . و معالجات امراض اطفال عن قريبٍ گفته مىشود . فائده اندر شرائط مرضعه يكى آن است كه مرضعه جوان باشد ، يعنى از بيست و پنج سال كمتر نبود و از سى و پنج زياده نباشد ، بلكه ما بين بيست و پنج بود ، زيرا كه در اين سن قوت مستكمل است ، پس شير اين وقت شير محمود باشد . شرط دوم آن كه معتدل السخن باشد و در لحمانيت و شحمانيت متوسط بود ، كه اين همه دليل جودت مزاج است .